على اصغر ظهيرى

336

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

مسائل را داد ، آنگاه امام عليه السلام فرمود : اينك من سؤالى مىپرسم ، و در حالى كه رو به يحيى بن اكثم كرده بود فرمود : به من خبر ده از مردى كه : نگاه او در اوّل روز به زنى حرام باشد ، پس از ساعاتى نگاه به آن زن برايش حلال باشد و هنگام ظهر نگاه بر او حرام باشد و هنگام عصر جايز باشد ، و هنگام غروب حرام باشد و آخر شب جايز باشد و نصف شب حرام باشد و هنگام طلوع فجر جايز باشد . بگو بدانم پاسخ اين مسئله چيست ؟ يحيى گفت : به خدا قسم پاسخ آن را نمىدانم . شما بگوييد تا ما بدانيم . حضرت فرمود : اين زن كنيز شخصى بود ، مردى به او در اوّل روز نگاه كرد كه نگاه به او برايش حرام بود ، پس از ساعتى آن كنيز را از صاحبش خريد ، نگاه به آن جايز شد ، هنگام ظهر آن كنيز را آزاد كرد نگاه به او برايش حرام شد ، هنگام عصر با او ازدواج كرد نگاهش حلال شد ، هنگام غروب آن مرد آن زن را ظهار كرد نگاهش حرام گرديد ، و در آخر شب كفارهء ظهار را داد پس نگاه به او برايش حلال شد ، نصف شب او را طلاق داد ، نگاه به او حرام شد ، صبح به آن زن رجوع كرد نگاه به آن زن برايش حلال شد . حاضران از بيان شيواى حضرت شگفت زده شدند و به عظمت علمى حضرت اعتراف نمودند . « 1 » شعر ولادت اى سائل سائلت كرامت * مرهون تو جود تا قيامت اى ثبت به خط و خال و حُسنت * توحيد و نبوّت و امامت خلق دو جهان پى گدائى * دارند به درگهت اقامت مانند نهال در برت خم * خوبانِ هميشه راست قامت تاهست خداى را خدايى * تو جود كنّى و ما گدائى

--> ( 1 ) - كشف الغمّه : ج 3 ، ص 207 .